بازم مشغله و کار و اینامون زیاد شد، نتونستم یه پست مفصل بنویسم .
اگه میبینید نمیتونم بیام وبتون رو ببینم ، از روی بی توجهیم نسبت بهتون نزارین .
همین بلاگ رو هم از کافی نت به روز میکنم . خلاصه هزار بار شرمنده ![]()
ولی آقایون ، خانوما ... شمایی که اینترنت دارین ، شمایی که دستتون به مودم و اینا میرسه ،
تنهام نزارین ... معیار حمایتمم نظراتونه . یعنی تو پست قبلی که یه هفته براش وقت گذاشتم ، ۱۷ نفر اومدنو دیدن و خوششون اومد .
همین کارا رو میکنید ، بعد میگین چرا دیر می آپی! ![]()

ببینیم چند نفر میان و میبینن !










استادمون گفته بود یه داستان پیدا کنید و خودتون تصویر سازیشو انجام بدین ... منم گفتم یکی دارم ، خوبشم دارم !!!
همین !





چطو یود ؟!
دو سال جون کندیم ... دو سال تو سربازی بشین پاشو ، قدم رو ، کلاغ پر ، گرگم به هوا ... چیزه ، نگهبانی تو برف و بوران ، واستادن تو صف صبحگاهی و رژه و اینا رو تحمل کردیم ... به خاطر چی ؟ یه کارت ؟
اونوقت یه عده جوجه فُکُلی میتونن با قانون جدیدی که اومده ، برن و کارت معافیت بگیرن .
حالا قانون چیه ؟ اینه که هر کی بره با یه دختر معلول ازدواج کنه معاف میشه !
( آقا، کجا ؟ بشین بقیشو بگم ! )
به این قانون یه تبصره هم اضافه کنید : باید 5 سال هم از این ازدواج خجسته و میمون گذشته باشه !
( اگه راست میگی حالا پاشو برو ! )

من و نیما ( همون که دماغشو عمل کرده بود ! ) با هم نشستیم و فکر کردیم : اینکه مثلا چه اوضاعی میشه اینجوری ؟
اینکه چرا همچین قانونی گذاشتن ؟
نتیجه : جامعه ی معلولین هم دل دارن ! یک دختر معلول هم دوست داره بگه : " شوهر من مهندسه " یا بگه : " شوهرم دکتره ، داشت منو فیزیوتوراپی میکرد ، عاشقم شد !! "
همینجا از دولت عزیز میخوام که یه فکری هم برا آقا پسرای معلول بکنن ، اونهام دل دارن بخدا !

الآن میرسیم به این سوآل : اصولاً به چه افرادی معلول گفته میشه یا به عبارت دیگه ، یک معلول چه شرایطی باید داشته باشد ؟
جواب :
1) از مخ تعطیل !
2) از مخ سالم ، بقیه جاهاش تعطیل !
3) کلاً تعطیل !!
بدین ترتیب دیگه جای تعجب نداره وقتی از جلوی آسایشگاه معلولین رد میشیم ، صدای ساز و آواز و آهنگ " بادا بادا مبارک بادا " و " عروس چقدر استثنائاً قشنگ شده " رو بشنویم !
باز اومدیم فکر کردیم ، ولی اینبار محاسبه هم قاطیش بود : اینکه سن سربازی 18 ساله ، یعنی یک پسر شاخ شمشاد، 18 سالش شد باید سرباز بشه . خب ... اگه بخواد از این قانون استفاده کنه ، باید 5 سال این دختر خانوم رو نگه داره . پس در این صورت ، تو 14 سالگی باید این دو نفر با هم عروسی کرده باشن !!

میرسیم به این مسئله که چرا اصلاً همچین قانونی وضع شد ...
به نظر جفتمون ( من و نیما رو میگم ... همون که دماغشو ... بیخیال ) میخوان موقعیت سنجی کنن . اینکه چند درصد از جوانان غیور ما ، دست به هر کاری میزنن تا سربازی نرن !
یا اینکه چند درصد از مردم ، میل به انجام کارهای خیر خواهانه و خدا پسندانه تری دارن که اگه این کار با موفقیت مواجه بشه ، کارهای خدا پسندانه تری ( مثلاً هر کی با بیماران جزامی ازدواج کنه ، خانوادگی معاف میشن ! )

بازم نشستیم فکر کردیم ( از قدیم گفتن فکر کردن عیب نیست ! ) اینکه چندین و چند نفر دختر سالم ، بالغ و عاقل رو میشناسیم که در عین سالم بودن ، هنوز ازدواج نکردن ... اینقدر که شوهر براشون پیدا نشده ، همینطور سنشون رفته بالا ... خب ، یه قانونم بزارن که هر کی اینا رو بگیره ، معاف میشه ، اینا هم گناه دارن ....
در آخر عرض کنم که خدای نکرده نمیخوام تو کار دوستان و عزیزان دَم سرباز دخالت کنم ، ولی توصیه میکنم قبل از انجام هر کاری خوب فکر کنید . 2 سال خدمت ارزششو نداره !
اگه کسی عاشق یکی اینجوریه ، نیاد به بهانه ی معافیت دست به این کار بزنه که بقیش به من هیچ ربطی نداره !




